جستجو برای " نغمه کرم نژاد"

تربیعِ گلشیری، میرعلایی، بورخس و مخاطب، در «گنج‌نامه»

تربیعِ گلشیری، میرعلایی، بورخس و مخاطب، در «گنج‌نامه»

۲۹ خرداد ۱۳۹۸
یادداشت بر داستان گنج‌نامه؛ هوشنگ گلشیری   مقدمه؛ داستان «گنج‌نامه» در مجموعه‌ی «نیمه‌ی تاریک ماه» از هوشنگ گلشیری، به نوعی یادکردی‌ست از احمد میرعلایی مترجم، نویسنده و استاد دانشگاه که به سال ۱۳۷۴ به روز دوم آبان در سری قتل‌هایی موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای با تزریق آمپول انسولین، نشسته و تکیه داده به دیوار؛ کوچه‌ای در اصفهان را، ایران را و جهان را ترک کرد. اما به تعبیر بورخس که گفت: «نمی‌دانم ...ادامه مطلب »
صلح در وقت اضافه

صلح در وقت اضافه

۲۴ تیر ۱۳۹۸
از روزی که رد پاهایِ غریبه را روی برف‏ دیدم، چشم بر هم نگذاشته بودم. هر شب برف، تند می‌بارید و هر صبح دوباره رد پاها را می‌دیدم که دورتادور سنگر چرخیده و تا افق رفته‌اند. عمیق و تازه. انگار یک دایره‌ی پاکوب شده دور سنگر کشیده باشند و دایره که کامل شده یک خطِ راست را پاکوفته باشند تا افق. او را که دست و پا بسته چپانده بودم گوشه‌ی سنگر. سکوت هم که تا کیلومترها پخش شده بود توی دشت. که اگر خوب گوش می‌کردی صدای افتادن دانه‌های برف را ...ادامه مطلب »
یادداشت بر کتاب «بیست زخمِ کاری»؛ تاشِ جزئیات بر بستر رمان!

یادداشت بر کتاب «بیست زخمِ کاری»؛ تاشِ جزئیات بر بستر رمان!

۱۲ اسفند ۱۳۹۸
رمان «بیست زخم کاری» اولین رمان محمود حسینی‌زاد مترجم و نمایشنامه‌نویس و منتقد ادبی پس از مجموعه داستان‌هایی همچون «سیاهی چسبناک شب»، «این برف کی آمده»، «آسمان کیپ ابر» و «سرش را گذاشت روی فلز سرد» است. بیست زخم کاری پس از ده سال در محاق ماندن در سال ۱۳۹۵ توسط نشر چشمه به چاپ رسید. «این رمان بیشتر از ده سال منتظر مجوز انتشار بود. همان اوایل یادم هست لیستی دادند که حدود ۶۰-۷۰ کلمه باید حذف بشود؛ همین، و ...ادامه مطلب »
سندل‌سیاه

سندل‌سیاه

۱۹ اسفند ۱۳۹۸
ما که نمی‌دانستیم. خودش آمده بود و همان‌طور که آمده بود خاکِ کوچه‌پس‌کوچه را به سرش کشیده بود که چی؟ که حالا ما بعدِ سال‌ها هنوز هم نه یادمان می‌رود و نه خودش می‌گذارد که یادمان برود. حالا که نه، یعنی همین‌که آن‌طور رنگ ‌و رو پریده و خاکی درِ تک‌تک خانه‌ها را زد و نعره‌ی تهدید سر داد و حمله کرد که خشتک‌مان را به سرمان بکشد، خب تو هم باشی بعدِ این‌همه سال محالست یادت برود. حالا تو هی بگو دنبالِ حرف و قصه را ...ادامه مطلب »
رمان «مقلدها» نوشته‌ی گراهام گرین و نقش تاریخی‌اش به هنگام لاقیدی رسانه‌ای

رمان «مقلدها» نوشته‌ی گراهام گرین و نقش تاریخی‌اش به هنگام لاقیدی رسانه‌ای

۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
  «یکی از وظایف ادبیات که می‌توانیم بگوییم تاریخ عاطفی یک مملکت است، در زمان‌های حاکمیت دیکتاتوری و سانسور رخ می‌نمایاند. اما اگر زمانه‌ای برسد که ما بتوانیم در لابه‌لای روزنامه‌هایمان این مسائل را بگوییم، دیگر وظیفه‌ی ادبیات چیز دیگری است.»۱ (هوشنگ گلشیری)  «من بسیار مفتخرم که در هائیتی دوستانی داشته‌ام که شجاعانه در کوه‌ها در مقابل دکتر دووالیه جنگیده‌اند، اما یک نویسنده آن‌قدرها که معمولن ...ادامه مطلب »
رمان مرگ آرتیمو کروز و امکانات فراوان برای مردن

رمان مرگ آرتیمو کروز و امکانات فراوان برای مردن

۳۱ خرداد ۱۳۹۹
«فقط هم اوست که می‌میرد، مگر نه؟ هم او و نه هیچ‌کس دیگری. به این می‌ماند که با مرگ او دیگران از مردن معاف شوند، این بار فقط آرتیمو کروز می‌میرد.» (مرگ آرتیمو کروز، ص ۱۷۱) «مرگ آرتیمو کروز» چهارمین رمان کارلوس فوئنتس و منتشر شده به سال ۱۹۶۲ در مکزیک، از کارهای اولیه‌ی کروز بعد از رمان‌های «جایی که هوا پاک است»، «آسوده‌خاطر» و «آئورا»، سرگذشت یک انقلابیِ سابق، سیاست‌مدار، صاحب امتیاز ...ادامه مطلب »
یادداشت بر رمان «شب هول»؛ هرمز شهدادی

یادداشت بر رمان «شب هول»؛ هرمز شهدادی

۱۵ مرداد ۱۳۹۹
رمان شب هول  و آنجا که تاریخ روشنفکری در ایران خود را به واسطه‌ی زنان بازمی‌شناسد.  «در لرزش تارهایی که در تاریکی تاریخ، در تاریکی روح نواخته می‌شود.» درست در مقطعی که زنان، کم و انگشت‌شمار نقشِ ملموس در تاریخ روشنفکری ایران دارند، می‌توان در برخی آثار هنرمندان و نویسندگان نقشِ بازنمایانگرانه‌شان را دید؛ نقش‌آفرینی‌ای نه مستقیم که نیابتی. از آن جهت که باری از معنا و مفهوم و جایگاه روشنگری بر دوش چگونگیِ ...ادامه مطلب »