نه یک رمان تاریخی، که تاملی در تاریخ

نه یک رمان تاریخی، که تاملی در تاریخ
نویسنده: ندا حفاری
تاریخ:
۲۵ شهریور ۱۳۹۸
معرفی کتاب اعترافات نات ترنر؛ ویلیام استایرن

کتاب «اعترافات نات ترنر» به قلم ویلیام استایرن نویسنده‌ی سفیدپوست آمریکایی و ترجمه‌ی آرش و افشین رضاپور به همت نشر هنوز در پاییز ۱۳۹۷ منتشر شده است. این کتاب با نام اصلی «the confessions of Nat Turnur» در سال ۱۹۶۷ در ایالات متحده به چاپ رسیده است. رمان بر اساس اعترافات واقعی نات ترنر نوشته شده که در دادگاه توسط وکیل مدافع او توماس گری خوانده و بعدها به چاپ رسیده است. اما با توجه به اطلاعات بسیار کمی که نویسنده در دسترس داشته، طبق گفته‌ی خودش در مقدمه‌ی همین کتاب، از تخیل خود برای شخصیت‌پردازی بسیار بهره برده است. 
داستان از انتهای قصه شروع می‌شود، از داخل سلولی که ترنر با غل و زنجیر حبس شده است. فصل دوم کتاب، به سراغ کودکی نات می‌رود و تا زمان حال که همان فصل اول است پیش می‌آید. نات ترنر برده‌ایست که دست به کشتار سفیدها می‌زند و تمام نقشه‌هایش را با کتاب مقدس پیش می‌برد. برده‌ی سیاهی که عاشق دختر سفیدپوستی می‌شود و با دست‌های خودش او را می‌کشد. عشق و نفرت، رئوفت و خشونت و مذهب و لامذهبی، همه را کنار هم در یک شخصیت می‌بینیم. استایرن در این کتاب تاریخ نمی‌نویسد اما قسمتی از تاریخ را روایت می‌کند. 
این کتاب را به واقع می‌توان یک کتاب شخصیت‌محور به حساب آورد و البته تکیه بر شخصیت‌پردازی از خصوصیات رمان‌های استایرن است.
 او در پاسخ به سوال پلیمبتون خبرنگار پاریس‌ریویو: «در دههی پنجاه وقتی ازت پرسیده بودم یک رمان را با پلات آغاز می‌کنی یا شخصیت‌پردازی؟ گفته بودی شخصیت‌پردازی. هنوز هم همان‌طور است؟»
 به این صورت جواب داده بود: «زیرا شدیدا بر این باورم که در نهایت این شخصیت است که امر لاینفک داستان را تشکیل می‌دهد. مشخصا فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد؛ سبک و سیاق جذابیت بخشیدن به نثر، قدرت روایی. اما در آخر به نظرم، آثار بزرگ داستانی را برای شخصیت‌هایشان است که به یاد می‌آوریم. برای مثال «مادام بوواری» برای همیشه در حافظه‌ام خواهد ماند؛ زیرا این زن فرانسوی اصیل قرن نوزدهم است که در تصورات و ذهن فلوبر جان گرفت و به صفحه‌های کتاب راه یافت با چنان اعتبار و اشتیاق و واقعیتی. او از هر شخص زنده‌ای که تابه‌حال با او برخوردم و در حیاتم بوده زنده‌تر است. فلوبر سبک نثرنویسی بسیار پرشوکتی در اختیار دارد و توانایی بالایی در استفاده از کنایه و بذله‌گویی، اما اساسا خلقِ شخصیتِ این زنِ تراژیک بود که کتاب را جاودانه کرد. باور دارم این امر برای بسیاری از آثار داستانی صدق می‌کند.»
داستان را می‌توان از اولین تلاش‌های نوشته شده بر ضد برده‌داری شمرد. نویسنده، بر خلاف اعترافاتی که گری به چاپ رسانده و در آن ترنر را یک دیوانه‌ی مذهبی نشان داده است، سعی می‌کند به اعماق ذهن ترنر وارد شود و دلایلی منطقی برای کشتار بی‌رحمانه‌ای که او به راه انداخت و ده‌ها سفیدپوست و سیاهپوست را به بالین مرگ فرستاد، بیابد. او در جواب خبرنگاری که پرسیده بود: «چطور توانستی وارد ذهن نات ترنر بشوی؟»
گفت: «من هرگز نمی‌توانستم با ارتباط با هارلم یا در اختیار داشتن تجربه‌ای از زیستن سیاهپوستان معاصر کتاب این‌چنینی بنویسم؛ چون از چم‌وخم امروزی خبری نداشتم. هنوز هم ندارم. اما به این باور رسیدم و احساس کردم که نوشتن از برده‌داری در سال ۱۸۳۱ در ویرجینیا، همساز شدن با تجربه‌ای بود که من به‌عنوان فردی همچون یک سیاهپوست از آن برخوردار و آگاه بودم؛ زیرا سبک زیستن و طرز کلام، و مشخصا تمامی فرهنگ، کاملا برای من قابل دسترس بود، نه کمتر و نه بیشتر از نویسنده‌ای سیاهپوست. همچنین برای من این‌گونه می‌نمود که انکارِ تلاش من در به قالب یک سیاهپوست رفتن از جانب سیاهپوستان، انکار انسانیت مشترک ما بود.»
ترنر برده‌ای بود که خواندن را از کتاب مقدس یاد گرفت. برده‌ای که شاید زندگی‌ای بسیار بهتر از دیگر کاکاسیاه‌ها داشت، اما وقتی اولین اربابش به وعده‌ی خود در مورد آزاد کردن او عمل نکرد، تخم نفرت از سفیدها را در او نشاند.
کتاب آرام و با حوصله پیش می‌رود، تا ما ترنر جوان را بشناسیم. فضاسازی و نثر روان استایرن، خواننده را می‌برد به قرن نوزده، در منطقه‌ی ساتمپتون. استایرن در این رمان سعی می‌کند دنبال چرا بگردد و همین چراست که خواننده را تا انتهای کتاب جذب می‌کند. چرا یک برده که از زندگی نسبتا خوبی برخوردار بوده است، دست به چنین کشتار بی‌رحمانه‌ای می‌زند؟ نویسنده برده‌ای را توصیف می‌کند که از اعتماد به نفرت، از عشق به نفرت و حتی از خدا به نفرت می‌رسد. 
درست است که کتاب بعد از انتشار، موفقیت‌های بسیاری به دست آورد و استایرُن با نوشتن این رمان، جایزه‌ی پولیتزر سال ۱۹۶۷ را از آن خود کرد، اما کمی بعد از جانب روشنفکران سیاهپوست آفریقایی-آمریکایی تحریم شد و ویلیام استایرن مورد حمله‌ی آنها قرار گرفت.
ده روشنفکر سیاهپوست در مورد کتاب استایرن، با عنوان «جوابیه‌ی ده نویسنده‌ی سیاهپوست»* چنین گفتند:
هیرستون: «رمان استایرن در ساده‌ترین آزمون صداقت با شکست روبه‌رو شده است.»
هامیلتون: «این نوشتار تاریخی را بسیاری از سیاهان انکار می‌کنند.»
کیلنز: «در زمینه‌ی ورود به ذهن یک برده، با شکست سختی روبه‌رو شده است.»
با این حال، رمان استایرن، بعدها مورد استقبال جامعه‌ی روشنفکران سیاهپوست قرار گرفت. تا جایی که نویسندگان سیاهپوستی چون کرنل وست و هنری لوییز گیتز جونیور در مورد اعترافات نات ترنر به‌خوبی سخن گفته‌اند. گیتز حتی این کتاب را برای ساختن فیلم به اسپایک لی کارگردان، پیشنهاد داد.
استایرن در این زمینه گفته است: «فکر نمی‌کردم که با چنین واکنشی مواجه شوم؛ زیرا من کتاب را با این منظر و عقیده نوشتم که می‌توانم به مردم بگویم بردگی چگونه بوده، مثلا با تلاش بر شخصیت مرد سیاهپوستی به نام نات ترنر و از گذر رنج، سختی‌ها، و بدبختی‌هایش، نشان دهم که وحشت و هراس بردگی عرف‌شده و رسمیت‌یافته در این کشور، چگونه بود. من نهایت تلاشم را کردم و به ازای رنج و محنتی که کشیدم به شدت از سوی منتقدان سیاهپوست سرزنش شدم. به گمانم آنها این امر را که مردی سفیدپوست تلاش کرده تا شخصیت مرد سیاهپوستی را درخور نشان دهد، عملی بسیار گستاخانه تلقی کردند. آنها در گذشته و تا قبل از نات ترنر، کاکاسیاه صدا زده می‌شدند، و ناگهان شدند سیاهپوست. باز پسرکی سفیدپوست پیدا شد و با تیله‌های پسرکی سیاهپوست گریخت. برای آنها مشاهده‌ی کتابی که تاریخ آنها را به نحوی بازگو کرده که به اولین کتاب در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌ها راه یافته و جایزه پولیتزر را دریافت کرده، بسیار غیرقابل تحمل بود. در واقع فکر می‌کنم آنها از این امر ناراحت بودند که چرا یکی از ما سیاهپوستان این کتاب را ننوشت؟ بدین سبب بود که خشم و جنجال بسیاری پا گرفت. و فکر می‌کنم کاملا درست بود اگر آن کتاب را به منزله‌ی مثالی از شوکت و شکوه مردی سفیدپوست به کار گرفت و نیز به همین سبب آن را مورد نکوهش قرار داد. آن زمان برایم زمان جد و جهد و آزمایش بود و بایکوت کتاب توسط سیاهپوستان تا سال‌ها باقی ماند. در هر صورت من خوشحالم که بگویم متوجه شدم که اخیرا نظر برخی از اندیشمندان سیاهپوست به کتاب تغییر یافته و بسیار کتاب را مورد تایید و ستایش قرار دادند و باعث شد تا کتاب میان جامعه‌ی سیاهپوستان مورد پذیرش قرار گیرد.»
کتاب حاضر با تمام جذابیت‌های داستانی و ادبی، جسارت نویسنده در برگزیدن چنان موضوع حساس را پررنگ می‌کند. نویسنده‌ای سفیدپوست، نه‌تنها از کاکاسیاه‌ها می‌نویسد که می‌رود در قالب یک برده‌ی سیاه و می‌شود یک کاکاسیاه!


*: ده نویسنده‌ی سیاهپوست متشکل از نویسندگان و روزنامه‌نویسان شناخته‌شده‌ (لرون بنت جونیور، جان ای ویلیامز)، دانشگاهیان (آلوین اف پوسن، وینسنت هاردینگ، چارلز وی هامیلتون، مایک تلول)، رمان‌نویس‌ها (جان اولیور کیلنز، لویل هیرستون) و بایگانی‌نویس مرکز شومبورگ (ارنست کایزر) بودند که به دعوت جان هنریک کلارک اقدام به نوشتن جوابیه‌ی ذکر شده، کردند.

منابع: 
کتاب اعترافات نات ترنر، ترجمه آرش رضاپور، افشین رضاپور، نشر هنوز
مصاحبه جورج پلیمپتون خبرنگار پاریس‌ریویو با ویلیام استایرن در سال ۱۹۹۹
مقاله «انتخاب استایرن» نوشته جس رُو از سایت  Nytimes.com


 
دیدگاه خود را ارائه دهید
لطفا دیدگاهتان را در فرم زیر درج نمایید.
کد امنیتی نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد فرمایید.
مطالب بیشتر در این زمینه
نگاهی به رمان «تونل»؛ ارنستو ساباتو
 ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
 نویسنده: حدیث خیرآبادی

نگاهی به رمان «تونل»؛ ارنستو ساباتو

تونل؛ شعر زیبایی از جنون و مرگ «آیا زندگی ما چیزی جز یک سلسله زوزه‌های بی‌معنی در بیابانی از ستارگان بی‌اعتنا نبود؟» * از ارنستو ساباتو (۱۹۱۱-۲۰۱۱) نویسنده‌ی برجسته‌ی آرژانتینی و یکی از مهم‌ترین نویسندگان اد‌بیات اسپانیایی‌زبان، تنها سه رمان بر جا مانده است. او به ...  ادامه مطلب 
رمان «مقلدها» نوشته‌ی گراهام گرین و نقش تاریخی‌اش به هنگام لاقیدی رسانه‌ای
 ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
 نویسنده: نغمه کرم‌نژاد

رمان «مقلدها» نوشته‌ی گراهام گرین و نقش تاریخی‌اش به هنگام لاقیدی رسانه‌ای

  «یکی از وظایف ادبیات که می‌توانیم بگوییم تاریخ عاطفی یک مملکت است، در زمان‌های حاکمیت دیکتاتوری و سانسور رخ می‌نمایاند. اما اگر زمانه‌ای برسد که ما بتوانیم در لابه‌لای روزنامه‌هایمان این مسائل را بگوییم، دیگر وظیفه‌ی ادبیات چیز ...  ادامه مطلب 
​معرفی کتاب گور‌به‌گور؛ ویلیام فاکنر
 ۰۷ اسفند ۱۳۹۸
 نویسنده: شبنم عاملی

​معرفی کتاب گور‌به‌گور؛ ویلیام فاکنر

ما به این دلیل زندگی می‌کنیم که آماده بشیم که تا مدت درازی مرده باشیم کتاب گور‌به‌گور با عنوان اصلی As I Lay Dying توسط ویلیام فاکنر در سال ۱۹۳۰ نوشته شده است. این کتاب با ترجمه‌ی نجف دریابندری در نشر چشمه به چاپ رسیده است. به اذعان دریابندری که عنوان گور‌به‌گور را به این کتاب داده ...  ادامه مطلب 
غریبه در شهر؛ تلاشی برای تصویرسازی اعتراضات مردمی
 ۲۲ مهر ۱۳۹۸
 نویسنده: شبنم عاملی

غریبه در شهر؛ تلاشی برای تصویرسازی اعتراضات مردمی

معرفی کتاب «غریبه در شهر»؛ غلامحسین ساعدی رمان «غریبه در شهر» نوشته‌ی غلامحسین ساعدی در سال ۱۳۵۵ نوشته شده، اما در سال ۱۳۶۹ اجازه‌ی انتشار یافته است. ساعدی رمان‌های کمی در طول زندگی نویسندگی خود نوشت. این رمان مضمونی تاریخی دارد و‌ ماجرای آن به حوادث سال ۱۲۸۸ ...  ادامه مطلب 
معرفی کتاب «همین امشب برگردیم»؛ پیمان اسماعیلی
 ۲۱ مهر ۱۳۹۸
 نویسنده: شقایق بشیرزاده

معرفی کتاب «همین امشب برگردیم»؛ پیمان اسماعیلی

آدم تا کجا می‌تواند درد را تحمل کند. یا ترس را مثلا.* کتاب «همین امشب برگردیم» مجموعه‌داستانی‌ست به قلم پیمان اسماعیلی که در سال ۱۳۹۵ توسط نشر چشمه منتشر شد. این مجموعه‌ که چهارمین اثر و سومین مجموعه داستان اسماعیلی است شامل پنج داستان کوتاه با مضامین ترس، اضطراب و ...  ادامه مطلب