ما و جهان اساطیری

ما و جهان اساطیری
گزینش و توضیح: گروه ادبی پیرنگ
تاریخ:
۰۹ تیر ۱۳۹۸
هوشنگ گلشیری یک سال پیش از درگذشت دکتر ملک‌مهرداد بهار زبان‌شناس و اسطوره‌شناس ایرانی، گفت‌وگویی مفصل با او ترتیب می‌دهد که ماحصلش پس از سال‌ها، در کتاب «ما و جهان اساطیری»* در مهرماه ۱۳۹۷ به چاپ رسید. در این گفت‌وگو، سخن از اسطوره‌ها و حماسه‌های ایرانی‌ست آن‌طور که مهرداد بهار شناخته و از آن زاویه که او پژوهش‌هایش را بر آن استوار کرده. به گفته‌ی خودش: «کوششم این بوده... این‌که اثبات بکنم فرهنگ ما نه یک فرهنگ هندواروپایی‌ست، نه یک فرهنگ حتی آریایی این منطقه است به صورت خالص، بلکه ما نه‌تنها از نظر نژادی، نه‌تنها از نظر زبانی، که از نظر فرهنگی هم عمیقاً با آسیای غربی مربوطیم. تو تمام زندگی‌مان شاید عمده‌تر فرهنگ آسیای غربی است که اثر گذاشته تا فرهنگ آریایی و هندواروپایی.» اما مهرداد بهار برای این انتخاب، دلایلی را هم برمی‌شمرد. آن تکه از گفت‌وگو که به شرح و بسط این دلایل می‌پردازد، می‌تواند بسیار حائز اهمیت باشد. 

بهار: بگذارید علل این نوع انتخابم را برایتان شرح بدهم. یک فرهنگ قلابی تبلیغ می‌شد در زمان رضاشاه که ما اروپایی و از نژاد آریایی هستیم. ما با این ترک و عرب و هندی و اینها که داخل آدم نیستند مربوط نیستیم و ما قوم برتریم و...

گلشیری: احسنت!

بهار: اینها همان زمان خیلی واکنش‌های بدی در زندگی من به جا گذاشت. گرچه خیلی غرورآمیز بود که ما نژاد برتر...

گلشیری: خالص.

بهار: متعالی و خالص [هستیم]. ضمن اینکه غرورانگیز بود، ولی خیلی ادعای تهی‌ای به نظر می‌رسید که البته هرچه من بزرگتر می‌شدم و سن من بیشتر می‌شد، شناخت این تهی بودن را بهتر لمس می‌کردم. وقتی بچه بودیم تابعش بودیم و بعد به مرور مسخره شد برای ما. و دوم این مسئله که هنوز هم تو ایران گمان می‌کنند و تبلیغ می‌کنند که ما یک قوم آریایی هستیم و تمدن ما آریایی‌ست.

گلشیری: یا از نظرهای دیگر برتر هستیم.

بهار: واقعاً نوعی برتری قومی احساس می‌کنند. ما را با اروپا نزدیک [می‌دانند]. به گمان من تو مدعیان روشنفکری این ادعا بیشتر است که ما به هندواروپایی‌ها نزدیک‌تریم. در واقع همان دنباله‌ نظر دوره‌ رضاخانی‌ست که صورت بسیار متجددانه‌تری هم یافته. من واقعاً هیچ وقت نتوانستم این را بپذیرم. ولی خواستم بتوانم این را منطقی و علمی رد کنم. تنها راه رد کردن این برداشت که ما همه‌چی‌مان هندواروپایی‌ست و به دور از این حقارت‌های منطقه‌ای خودمان است...**

گلشیری: عرب و ترک و مغول و غیره؟

بهار: دقیقاً. تنها راهش این است که شما فرهنگ قدیم آسیای غربی را از حدود سند تا مدیترانه بشناسید. راه دیگری هم ندارید.

گلشیری: احسنت!

بهار: شما اگر نتوانید تمدنی را که از هزاره پنجم پیش از مسیح... یا حتی باید با باستان‌شناسی به عقب‌تر بروید. من از حدود هزاره یازدهم از دوره میان‌سنگی شناختن این تمدن را شروع کردم؛ در دره اردن چی هست، در آسیای صغیر چی هست، در بین‌النهرین چی هست، در مصر چی هست، در دره سند چه تحولاتی از دوره میان‌سنگی آمده. من سعی کردم تمام این منطقه را از حدود یازده، دوازده هزار سال پیش مطالعه کنم. تفکر را در آنجا دنبال بکنم. 

گلشیری: و عناصر اسطوره‌ای. 

بهار: از تمام تفکرات اسطوره‌ای که در این مناطق هست کتاب داشته باشم، مطالعه کنم، بشناسم و با این شناخت آن وقت بیایم روی فرهنگ خودمان که قبلاً مطالعه کرده بودم دوباره مطالعه کنم. من از پس چنین بررسی‌ای به این نتیجه رسیدم که ظاهراً ما یک تمدن خالص نداریم، نه در ایران و نه در هند، دو نقطه‌ای که آریایی‌ها وارد می‌شوند. این سرزمین‌های بومی آسیای صغیر متمدن‌تر از آریایی‌هایی بوده که وارد [شدند]. بومیان این منطقه آسیای غربی...

گلشیری: قبل از آنکه آریایی‌ها بیایند؟

بهار: قبل از آمدن آریایی‌ها تمدن کشاورزی پیشرفته داشتند. متمدن‌تر و پیشرفته‌تر بوده‌اند از قبایل چوپان و گله‌دار هندواروپایی که بخش آریایی‌اش ماها هستیم.

گلشیری: یعنی آنچه در گاهان هست؟

بهار: گاهان را برایتان عرض می‌کنم. اول این تئوری کلی‌ام را برایتان شرح بدهم. وقتی من این واقعیت را شناختم، آمدم و در واقع یک کار موزاییکی را دنبال کردم. 

گلشیری: احسنت! 

بهار: خوب، این فرهنگی که ما داریم، از گاثای اوستا تا فرهنگی که در عصر اسلامی داریم در شاهنامه. من بیایم ببینم اجزاء اینها از کجا آمده و در کجا سابقه فرهنگی این امر وجود دارد و در واقع به این نتیجه برسم که چه میزان از فرهنگ ما آریایی‌ست، چه میزان بومی آسیای غربی‌ست، ما در فرهنگ‌مان مدیون چه کسانی هستیم؟ این شاهنامه که یک اثر درخشان جهانی‌ست مجموعه چه عناصر کهن فرهنگی ابتدایی‌ست که هی با هم جمع شده، جمع شده، مثل یک پیاز، لایه‌های متعدد، متعدد و فراوان پیدا کرده تا شده شاهنامه. با تعصب به شاهنامه نگاه نکنم، به صورت مجموعه افتخارآمیزی که مطلقاً ایرانی و پاک و منزه از هرگونه تأثیر فرهنگی دیگری‌ست. بیایم با این حقیقت نگاه کنم که ما چه‌قدر عاقلانه توانستیم فرهنگ‌های متعدد را هضم کنیم در اینجا.

گلشیری: و بعد ترکیب کنیم.

بهار: بعد ترکیب کنیم. دقیقاً. و از آن چیزی متعالی‌تر بسازیم. 

گلشیری: یعنی اگر بخواهیم برای مردمی که در این سرزمین زندگی می‌کنند تعریفی بدهیم، می‌شود بگوییم که آنها ترکیب‌کننده فرهنگ‌های متفاوت بوده‌اند؟

بهار: کاملاً همین‌طور است. 

گلشیری: و بعد توانسته‌اند حداقل در شاهنامه مجموعه‌ای کامل بیافرینند؟ 

بهار: البته متعالی‌تر. 

گلشیری: نسبت به عناصر قبلی.

بهار: نسبت به عناصر قبلی..

* ما و جهان اساطیری، گفت‌وگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار، انتشارات نیلوفر
** همان‌طورکه در گفته بعدی بهار می‌بینیم، مقصود او از «ما» ایرانیانی‌ست که می‌پندارند تمدن و فرهنگ اصیل آریایی یا ناب هندواروپایی دارند و باقی منطقه را به دیده تحقیر می‌نگرند.
دیدگاه خود را ارائه دهید
لطفا دیدگاهتان را در فرم زیر درج نمایید.
              __       
             / _|      
__  ____  __| |_ __  __
\ \/ /\ \/ /|  _|\ \/ /
 >  <  >  < | |   >  < 
/_/\_\/_/\_\|_|  /_/\_\
                       
                       
کد امنیتی نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد فرمایید.
مطالب بیشتر در این زمینه