نویسنده‌ها و گربه‌ها

نویسنده‌ها و گربه‌ها
انتخاب و ترجمه: شبنم عاملی
تاریخ:
۱۸ آبان ۱۳۹۹
نوشته‌ی: آلیسون ناستاسی

برای قرن‌ها خاصیت جذاب‌گونه‌ی گربه‌سانان انسان‌ها را شیفته‌ی خود کرده است. بعد از انتشار اولین کتابم «هنرمندان و گربه‌هاشان» در سال ۲۰۱۵، می‌خواستم رابطه‌ی بین خلاقیت و گربه‌ها را کشف کنم. به عنوان یک هنرمند و نویسنده، با کنکاش در زندگی نویسندگان، می‌دانستم همراهی آنها با گربه‌سانان قسمت مهمی از پازل است. برای نویسنده‌ها، گربه‌ها این قابلیت را دارند که بخش درونی و ضمیر ناخودآگاه نویسنده را روی کاغذ بیاورند. گربه‌ها می‌توانند همراه خوب و الهام‌بخشی برای داستان‌گویی یک نویسنده باشند. به‌علاوه، چیزی بهتر از گربه‌ای که شب‌ها روی پاهایتان (یا لپ‌تاپتان) هنگام نوشتن خرخر می‌کند، وجود ندارد.

در ادامه به برخی از نویسندگان‌ که گربه‌ها نقش مهمی در فرآیند نوشتن آنها داشته‌‌اند می‌پردازیم.




۱- تعداد گربه‌هایی که ارنست همینگوی از آنها نگهداری می‌کرد به بیست و سه عدد می‌رسید. او اسامی چهره‌های شاخص زمان خودش را بر روی گربه‌هایش می‌گذاشت. او جایی گفته است: «گربه‌ها کاملاً صداقت عاطفی دارند. انسان‌ها، به هر دلیلی، ممکن است احساسات خود را مخفی کنند، ولی گربه‌ها هرگز.»



۲- خورخه لوئیس بورخس از رویکرد ادبی خود برای نام‌گذاری گربه‌ی سفید مورد علاقه‌‌اش استفاده کرد. او اسم گربه‌اش را «Beppo» گذاشت.





۳- گربه‌ها همواره نقش مهمی در داستان‌های هاروکی موراکامی داشته‌اند. نویسنده‌ی جنگل نروژی دو کتاب اول خود را در کافه‌ای نوشت که به نام گربه‌اش نام‌گذاری کرده بود.



۴- قهرمانان گربه‌سان در داستان‌های استیون کینگ نقش مهمی دارند. در تصویر، عکس تبلیغاتی او را برای فیلم چشم گربه که بر اساس چند داستان کوتاه این نویسنده ساخته شده است را می‌بینیم.



۵- دوریس لسینگ نویسنده‌ی بریتانیایی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، بارها از علاقه‌ی خود به گربه‌ها -به ویژه گربه‌ی خانگی خودش- نوشت.



۶- سیلویا پلات با شعر «الا مسون و یازده گربه‌اش» پیشگام شد.



۷- مارک تواین می‌گوید: «وقتی مردی گربه‌ها را دوست دارد، بدون هیچ معرفی‌ای دوست و رفیق من خواهد شد.»



۸- ژان کوکتو می‌گوید: «من گربه‌ها را دوست دارم، چون خانه‌ام را دوست دارم. بعد از مدتی آنها روح و روان نمایان خانه می‌شوند.»



۹- حقیقت این است که آلبر کامو گربه‌ای به نام «سیگارت» داشت که بیشتر ایده‌های ابسورد خود را از او می‌گرفت. 




منبع: وبسایت publishersweekly

 
دیدگاه خود را ارائه دهید
لطفا دیدگاهتان را در فرم زیر درج نمایید.
کد امنیتی نمایش داده شده در تصویر بالا را وارد فرمایید.
مطالب بیشتر در این زمینه
مرگی از آنِ خود
 ۲۵ آبان ۱۳۹۹
 گردآوری و بازنمود: نغمه کرم‌نژاد

مرگی از آنِ خود

مرگی از آنِ خود​ و آخرین کلمه‌هایی که نویسندگان برجسته‌ی تاریخ در واپسین ساعات زندگی، در مواجهه با مرگ گفته‌اند.   آن زمان که مرگ با چهره‌ی غریبش به بستر بیماری کسی میغلتد، یا بر حسب حادثه‌ای یا خودخواسته و یا با هر بهانه‌ای که فراخوانده شود، چه چیز به یاری‌ِ او می‌آید تا آن رویارویی غریب را ...  ادامه مطلب 
درباره‌ی کارلوس فوئنتس
 ۲۱ آبان ۱۳۹۹
 نویسنده: عطیه رادمنش احسنی

درباره‌ی کارلوس فوئنتس

بدبین بودن، یک خوش‌بین بودن آگاهانه است کارلوس فوئنتس، نویسنده‌ی مکزیکی، در ۱۱ نوامبر ۱۹۲۸ در پاناما به دنیا آمد. کشوری که پدر سیاست‌مدارش در آن‌جا مشغول به کار بود. فوئنتس دوران کودکی و نوجوانی‌اش را به خاطر شغل پدر، در کشورهای بسیاری گذراند و درس خواند. در شانزده سالگی برای تحصیل به مکزیک ...  ادامه مطلب 
در سوگِ شاهرخ مسکوب؛ نویسنده‌ی سوگ‌ها و جان‌لرزه‌ها
 ۲۳ فروردین ۱۳۹۹
 نویسنده: حدیث خیرآبادی

در سوگِ شاهرخ مسکوب؛ نویسنده‌ی سوگ‌ها و جان‌لرزه‌ها

بیست‌‌و‌سوم فروردین، سال‌مرگِ شاهرخ مسکوب پژوهشگر، مترجم و نویسنده‌ی ایرانی است. او که بیش از هر نویسنده‌ای، در مرگ یاران و عزیزان، سوگنامه نوشت و الحق، کسان بسیاری پس از مرگش، به حسرت و دریغ گفته‌اند که ای کاش مسکوب خودش می‌توانست در فقدانِ خود، سوگنامه ...  ادامه مطلب